چیدمانی از اشیا که برای تماشا کردن مردم آماده شده است.
مثالهای طبیعی
The shop created a colorful display of new books.
فروشگاه چیدمان رنگارنگی از کتابهای جدید درست کرد.
We stopped at the dinosaur display.
کنار بخش نمایش دایناسورها ایستادیم.
Their science displays filled the entrance hall.
نمایشهای علمی آنها تمام سالن ورودی را پر کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
عبارت on display یعنی چیزی در معرض دید عموم قرار گرفته است: The paintings are on display.
