معنی ۱formal · 86%
کسی را ناراضی، آزرده یا ناخشنود کردن
مثالهای طبیعی
The sudden fee increase displeased regular customers.
افزایش ناگهانی کارمزد مشتریان همیشگی را ناراضی کرد.
The change may displease her parents.
این تغییر ممکن است والدین او را ناراحت کند.
The ending displeased several reviewers.
پایان فیلم چند منتقد را ناخشنود کرد.
نکتهٔ کاربردی
displease شخص را بیواسطه مفعول میگیرد: the delay displeased her. ساختار be displeased with رایج است، اما annoy یا upset محاورهایترند.
