سلب مالکیت یا تصرف زمین و دارایی از افراد و محروم کردن آنها از کنترل یا داشتن آن
مثالهای طبیعی
The report describes decades of dispossession in rural communities.
گزارش، دههها سلب مالکیت از جوامع روستایی را شرح میدهد.
Forced dispossession drove families from their ancestral homes.
سلب مالکیت اجباری خانوادهها را از خانههای اجدادیشان بیرون راند.
Residents demanded protection against dispossession.
ساکنان خواستار حمایت در برابر سلب مالکیت شدند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه قویاً به اجبار یا از دست رفتن حقوق اشاره دارد؛ فروش داوطلبانهٔ خانه dispossession نیست.
