معنی ۱formal · 90%
درستی، اعتبار، دقت یا مالکیت چیزی را زیر سؤال بردن یا به چالش کشیدن
مثالهای طبیعی
Several researchers dispute the study's central claim.
چند پژوهشگر ادعای اصلی این مطالعه را به چالش میکشند.
The company disputed the regulator's estimate of losses.
شرکت برآورد نهاد ناظر از زیانها را مورد مناقشه قرار داد.
Ownership of the land is disputed by both families.
مالکیت زمین از سوی هر دو خانواده مورد مناقشه است.
نکتهٔ کاربردی
`dispute` رسمی است و اغلب به معنی به چالش کشیدن یک گفته یا حق است، نه صرفاً جر و بحث با کسی.
