معنی ۱neutral · 85%
احساس نگرانی و دلآشوبی، بهویژه وقتی چیزی نادرست یا نامطمئن به نظر میرسد.
مثالهای طبیعی
The announcement caused disquiet among local families.
این اعلامیه در میان خانوادههای محلی نگرانی ایجاد کرد.
There was growing disquiet about possible layoffs.
نگرانی دربارهٔ احتمال تعدیل نیرو روزبهروز بیشتر میشد.
The unexplained figures prompted disquiet within the committee.
ارقام توضیحدادهنشده در میان اعضای کمیته نگرانی برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
Disquiet بیشتر بیانگر نگرانی آرام و مداوم است تا وحشت ناگهانی.
