توجهنکردن یا اهمیتندادن به چیزی که باید جدی گرفته شود.
مثالهای طبیعی
His disregard for speed limits endangered pedestrians.
بیاعتنایی او به محدودیت سرعت، جان عابران پیاده را به خطر انداخت.
The manager showed complete disregard for our concerns.
مدیر نسبت به نگرانیهای ما کاملاً بیاعتنا بود.
Disregard for basic hygiene can spread infections.
بیتوجهی به بهداشت اولیه میتواند باعث گسترش عفونتها شود.
نکتهٔ کاربردی
disregard بار منفی دارد؛ disregard for something اغلب نشاندهندهٔ بیمبالاتی یا نادیدهگرفتن عمدی است.
