معنی ۱neutral · 86%
احساسی که وقتی چیزی بهخوبی انتظار یا خواستهٔ فرد نیست ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
The survey revealed dissatisfaction with working hours.
این نظرسنجی نارضایتی از ساعات کار را آشکار کرد.
Customer dissatisfaction has increased since the price change.
از زمان تغییر قیمتها، نارضایتی مشتریان بیشتر شده است.
There is growing dissatisfaction over the new parking rules.
نارضایتی از مقررات تازهٔ پارکینگ رو به افزایش است.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً dissatisfaction with a service یا dissatisfaction over a decision به کار میرود؛ برای یک شکایت مشخص، ساخت a dissatisfaction معمول نیست.
