معنی ۱neutral · 86%
نوشتهای رسمی و مفصل بر پایهٔ پژوهش که برای یک مدرک دانشگاهی ارائه میشود.
مثالهای طبیعی
Her dissertation examines changes in city transport.
رسالهٔ او تغییرات حملونقل شهری را بررسی میکند.
I am writing a dissertation on coastal erosion.
من در حال نوشتن رسالهای دربارهٔ فرسایش سواحل هستم.
Three dissertations were submitted before the deadline.
سه رساله پیش از پایان مهلت تحویل داده شدند.
نکتهٔ کاربردی
dissertation اثری پژوهشی و مفصل است؛ برخی دانشگاهها thesis را برای مقاطع متفاوتی به کار میبرند.
