ابراز مخالفت با قدرت سیاسی یا مرجع مذهبیِ مستقر
مثالهای طبیعی
Authorities treated peaceful dissidence as a threat.
مقامها مخالفت مسالمتآمیز با حاکمیت را تهدید به شمار میآوردند.
Dissidence continued despite tight restrictions on the press.
با وجود محدودیتهای سختگیرانه بر مطبوعات، مخالفتها همچنان ادامه داشت.
Her essays became an important voice of dissidence.
مقالههای او به صدایی مهم در مخالفت با قدرت حاکم تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
dissidence اغلب به مخالفت اصولی اشاره دارد و میتواند بدون خشونت ابراز شود.
