معنی ۱neutral · 85%
از نظر ویژگیها یا خصوصیات مهم، شبیه یکدیگر نبودن.
مثالهای طبیعی
The two flats have dissimilar layouts despite identical floor areas.
دو آپارتمان با وجود مساحت یکسان، نقشههای متفاوتی دارند.
Her background is dissimilar to mine in several ways.
پیشینهٔ او از چند جهت با پیشینهٔ من فرق دارد.
These fabrics look increasingly dissimilar under daylight.
این پارچهها زیر نور روز بیشازپیش متفاوت به نظر میرسند.
نکتهٔ کاربردی
هر دو ساختار dissimilar to و dissimilar from کاربرد دارند؛ در مقایسههای رسمی to بهویژه رایج است.
