معنی ۱neutral · 86%
بتواند با حلشدن در مایع یا فرایندی مشابه بهتدریج از بین برود.
مثالهای طبیعی
These dissolvable tablets should be mixed with water.
این قرصهای حلشونده را باید با آب مخلوط کنید.
The protective film is dissolvable in warm water.
این لایهٔ محافظ در آب گرم حل میشود.
Are the stitches dissolvable, or must they be removed?
آیا بخیهها جذبیاند یا باید کشیده شوند؟
نکتهٔ کاربردی
dissolvable بر قابلیت تجزیه یا حلشدن تأکید دارد؛ برای موادی که در حلال حل میشوند، soluble رایجتر است.
