ایجادکنندهٔ ترکیبی ناآرام، تنشآلود یا ناسازگار از صداها.
مثالهای طبیعی
The opening chord sounded dissonant without the bass notes.
آکورد آغازین بدون نتهای بم، ناهمآوا به گوش میرسید.
Dissonant strings made the scene feel unsettling.
صدای ناسازگار سازهای زهی، صحنه را دلهرهآور کرد.
The second passage was more dissonant than the first.
بخش دوم قطعه از بخش اول ناهمآواتر بود.
نکتهٔ کاربردی
dissonant به معنای اجرای بد نیست؛ آهنگسازان ماهر نیز عمداً از نتهای ناسازگار استفاده میکنند.
