معنی ۱neutral · 86%
کانالی باریک و بلند که در زمین حفر میشود و اغلب آب اضافی را عبور میدهد.
مثالهای طبیعی
The car slid into a ditch.
ماشین به داخل جوی کنار راه سر خورد.
Rainwater flows through the ditch behind our field.
آب باران از جوی پشت مزرعهٔ ما عبور میکند.
Watch out for deep ditches along the path.
مراقب جویهای عمیق کنار مسیر باشید.
نکتهٔ کاربردی
Ditch اسم شمارشپذیر است؛ آن را با drain داخل ساختمان اشتباه نگیرید.
ترکیبهای رایج
— جوی کنار جاده
