معنی ۱neutral · 90%
چیزی را از مسیر، هدف یا مقصد معمولش به مسیر، هدف یا مقصد دیگری هدایت کردن
مثالهای طبیعی
Police diverted traffic to a temporary bridge.
پلیس ترافیک را به یک پل موقت هدایت کرد.
The agency diverted funds to emergency housing.
سازمان بودجه را به مسکن اضطراری اختصاص داد.
Engineers diverted water from the damaged channel.
مهندسان آب را از کانال آسیبدیده منحرف کردند.
نکتهٔ کاربردی
`divert` بر تغییر جهت یا کاربرد تأکید دارد، چه مفعول فیزیکی باشد و چه مالی یا سازمانی.
