فروختن یا واگذارکردن سرمایهگذاری، دارایی یا سهم تجاری
مثالهای طبیعی
The fund divested its shares in the coal producer.
صندوق، سهام خود را در شرکت تولیدکنندهٔ زغالسنگ فروخت.
Several universities are divesting from fossil-fuel companies.
چند دانشگاه در حال خارجکردن سرمایه از شرکتهای سوخت فسیلی هستند.
The group will divest its struggling retail division.
گروه قصد دارد بخش خردهفروشی زیانده خود را واگذار کند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد را در بافت و الگوهای نشاندادهشده در مثالها به کار ببرید؛ شرکت میتواند شرکت تابعه را بفروشد و سرمایهگذار میتواند از یک صنعت خارج شود؛ این فعل صرفاً خرجکردن پول نیست.
