divide
A1اسم/US /dɪvˈaɪd/ dĭv-ĪD; UK /dɪvˈaɪd/ dĭv-ĪD/
منقسم کردن، سهم کردن، بخش کردن
JadoLearn Dictionary
معنی divide به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منقسم کردن، سهم کردن، بخش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شکافتن سلول
بیربط ساختن، بیربطساختن
نفاق انداختن، باهم بیگانه کردن
منفصل کردن
جزو، بخش، جزء
پخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.