انجام دادن، کامل کردن یا شرکت کردن در یک فعالیت یا کار.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
انجام دادن
Deutsch
machen
Հայերեն
անել
anel
مثالهای طبیعی
I do my homework every day.
من هر روز تکالیفم را انجام میدهم.
She does her job well.
او کارش را بهخوبی انجام میدهد.
