معنی ۱neutral · 86%
مکانی کنار آب که کشتی یا قایق برای بارگیری و تخلیهٔ بار در آن توقف میکند.
مثالهای طبیعی
Our boat reached the dock before sunset.
قایق ما پیش از غروب به اسکله رسید.
The containers are waiting at the docks.
کانتینرها در محوطهٔ اسکلهها منتظرند.
Meet us on the dock near the small boats.
کنار قایقهای کوچک، روی اسکله همدیگر را ببینیم.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی، dock اغلب حوضچهٔ محصور بندر را هم در بر میگیرد؛ در انگلیسی آمریکایی ممکن است به سکویی شبیه pier اشاره کند.
