مجموعهای از اصول یا باورها که یک گروه سیاسی، دینی، حقوقی یا سازمانیافتهٔ دیگر آنها را رسماً آموزش میدهد یا میپذیرد
مثالهای طبیعی
The movement developed a doctrine of economic self-reliance.
این جنبش دکترینی بر پایهٔ خودکفایی اقتصادی تدوین کرد.
The doctrine remains central to the church's teaching.
این آموزه همچنان محور اصلی تعالیم کلیساست.
Courts have revised several doctrines governing state immunity.
دادگاهها چند دکترین مربوط به مصونیت دولت را بازنگری کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
`doctrine` از `belief` رسمیتر و نظاممندتر است و اغلب بر آموزش نهادی یا اصول تثبیتشده دلالت دارد.
