حرکتی سریع برای جلوگیری از برخورد یا گرفتارشدن.
مثالهای طبیعی
A sudden dodge took the player past the defender.
بازیکن با یک جاخالی ناگهانی از مدافع گذشت.
His dodge kept the ball from hitting him.
جاخالی او مانع برخورد توپ با بدنش شد.
Her quick dodges confused the attacker.
جاخالیهای سریع او مهاجم را سردرگم کرد.
نکتهٔ کاربردی
در موقعیتهای فیزیکی و ورزشی، dodge حرکت برای اجتناب از برخورد است.
