فردی که آگاهانه از یک وظیفه، قانون یا پرداخت الزامی طفره میرود.
مثالهای طبیعی
Officials arrested a tax dodger for hiding undeclared income.
مأموران فردی را بهدلیل پنهانکردن درآمد اظهارنشده و فرار مالیاتی بازداشت کردند.
Inspectors fined twelve fare dodgers at the station.
بازرسان دوازده مسافر بلیتنداده را در ایستگاه جریمه کردند.
He was accused of being a draft dodger.
او متهم شد که از خدمت سربازی اجباری فرار کرده است.
نکتهٔ کاربردی
dodger معمولاً منفی است و همراه با نوع تکلیف میآید؛ هر نوع اجتناب مالیاتی غیرقانونی نیست، اما tax dodger معمولاً تخلف را القا میکند.
