معنی ۱neutral · 90%
نشاندهنده یا برانگیزانندهٔ احساس اندوه و غم
مثالهای طبیعی
He gave me a doleful look after hearing the news.
پس از شنیدن خبر، با نگاهی غمناک به من نگاه کرد.
The singer’s doleful voice filled the theatre.
صدای اندوهگینِ خواننده در سالن تئاتر پیچید.
The puppy looked doleful beside the empty bowl.
تولهسگ کنار ظرف خالی غذا، غمگین به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این صفت گاهی کمی ادبی یا نمایشی به نظر میرسد؛ در گفتوگوی معمولی sad خنثیتر است.
