نشاندهندهٔ قضاوت بسیار ضعیف یا کمخردی
مثالهای طبیعی
The detective makes a series of doltish mistakes.
کارآگاه یک رشته اشتباه احمقانه مرتکب میشود.
His doltish reply left the whole team speechless.
پاسخ ابلهانهٔ او همهٔ اعضای تیم را مبهوت کرد.
The prince seems doltish until he reveals his plan.
شاهزاده تا زمانی که نقشهاش را فاش میکند، کودن به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد این صفت احتیاط کنید: doltish خطاب کردن یک شخص توهینآمیز است؛ foolish برای نقد یک عمل معمولاً ملایمتر است.
