معنی ۱neutral · 90%
سقف یا پوشش گردی شبیه نیمهٔ بالایی کره
مثالهای طبیعی
A golden dome rises above the museum.
گنبدی طلایی بالای موزه دیده میشود.
Workers repaired the dome of the old theater.
کارگران گنبد تئاتر قدیمی را تعمیر کردند.
The stadium has a glass dome over the seating area.
ورزشگاه روی جایگاه تماشاگران گنبدی شیشهای دارد.
نکتهٔ کاربردی
dome خودِ سازهٔ خمیده است و domed صفت است: a domed ceiling. گنبد میتواند شیشهای، فلزی یا سنگی باشد و لازم نیست تمام ساختمان را بپوشاند.
