معنی ۱neutral · 89%
مهرهای مستطیلی و کوچک برای بازی، با نقطههایی روی هر یک از دو نیمهٔ آن
مثالهای طبیعی
She placed a domino beside the matching piece.
او یک مهرهٔ دومینو کنار مهرهٔ همخوانش گذاشت.
We found three dominoes under the sofa.
سه مهرهٔ دومینو زیر مبل پیدا کردیم.
Each domino has two halves with dots.
هر مهرهٔ دومینو دو نیمهٔ نقطهدار دارد.
نکتهٔ کاربردی
Domino به یک مهره گفته میشود و dominoes نام خودِ بازی نیز هست.
ترکیبهای رایج
— یک مهره از بازی دومینو
