معنی ۱neutral · 86%
جانوری شبیه اسب کوچک با گوشهای بلند که اغلب برای حمل بار استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
A donkey stood beside the fence.
الاغی کنار حصار ایستاده بود.
The donkey carried bags up the hill.
الاغ کیسهها را از تپه بالا برد.
Our donkeys need fresh water every day.
الاغهای ما هر روز به آب تازه نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
جمع درست donkeys است، نه donkies؛ زیرا پیش از y حرف صدادار قرار دارد.
ترکیبهای رایج
— سوار الاغ شدن
