شخص یا سازمانی که برای حمایت از یک هدف یا مؤسسه پول یا کالا اهدا میکند
مثالهای طبیعی
A private donor funded the new community kitchen.
یک اهداکنندهٔ خصوصی هزینهٔ آشپزخانهٔ اجتماعی جدید را تأمین کرد.
Several donors increased their contributions this year.
چند اهداکننده امسال میزان کمکهای خود را افزایش دادند.
She became a major donor to the museum.
او به یکی از اهداکنندگان عمدهٔ موزه تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در خیریهها، سیاست، آموزش، فرهنگ و دیگر زمینههای جمعآوری کمک مالی رایج است.
