پله یا فضای کوچک درست جلوی در ورودی ساختمان.
مثالهای طبیعی
The courier left a package on our doorstep.
پیک بستهای را جلوی در خانهٔ ما گذاشت.
She stood on the doorstep holding flowers.
او با دستهگلی در دست، روی پلهٔ ورودی ایستاده بود.
Our front doorstep needs a fresh coat of paint.
پلهٔ جلوی در ورودی خانهمان به رنگآمیزی تازه نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Doorstep بیرون در است؛ doormat شیء جداگانهای است که آنجا برای پاک کردن کفشها میگذارند.
