معنی ۱neutral · 90%
مقدار اندازهگیریشدهای از دارو، مادهٔ دارویی یا پرتو که در یک نوبت داده یا مصرف میشود
مثالهای طبیعی
Take one dose after breakfast and another at night.
یک دوز بعد از صبحانه و دوز دیگری شب مصرف کنید.
The doctor reduced the dose after side effects appeared.
پس از بروز عوارض جانبی، پزشک دوز را کاهش داد.
Radiation doses are recorded for every patient.
دوزهای پرتودهی برای هر بیمار ثبت میشوند.
نکتهٔ کاربردی
از `dose` برای مقدار اندازهگیریشده استفاده کنید، نه برای خودِ دارو بهعنوان محصول یا ماده بهطور کلی.
