فرد سالخوردهای که با تمسخر، پریشانفکر یا احمق خوانده میشود
مثالهای طبیعی
The villain dismissed his rival as a dotard.
شخصیت شرور، رقیب خود را «پیر خرفت» خطاب کرد.
Critics condemned the leader for calling an opponent a dotard.
منتقدان رهبر را بهخاطر اینکه رقیبش را «پیر خرفت» خوانده بود محکوم کردند.
The supposed dotard outwits everyone in the final act.
کسی که همه او را پیر خرفت میپندارند، در پردهٔ پایانی از همه زیرکتر ظاهر میشود.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بسیار توهینآمیز است؛ به کار بردنِ dotard برای شخص واقعی میتواند تحقیر به سبب سن یا توان ذهنی را برساند.
