معنی ۱neutral · 90%
دو برابرِ مقدار یا عددی که قبلاً گفته یا فهمیده شده است
مثالهای طبیعی
We ordered ten, but they sent double.
ده تا سفارش دادیم، اما آنها دو برابر فرستادند.
I paid double what you paid.
من دو برابر مبلغی که تو پرداخت کردی، پرداختم.
The rent is double what it was.
اجاره دو برابرِ قبل شده است.
نکتهٔ کاربردی
double در نقش ضمیر، بدون اسم پس از خود میآید و جای یک مقدار یا تعداد معلوم مینشیند.
