معنی ۱neutral · 90%
از درست بودن چیزی یا احتمال رخ دادن آن مطمئن نبودن
مثالهای طبیعی
I doubt his story is completely true.
شک دارم داستان او کاملاً حقیقت داشته باشد.
She doubts whether the match will happen.
او تردید دارد که مسابقه برگزار شود.
Nobody doubted his ability to finish the race.
هیچکس به توانایی او در به پایان رساندن مسابقه شک نداشت.
نکتهٔ کاربردی
پس از `Doubt` میتواند مستقیماً جملهواره بیاید: `I doubt that...` یا `I doubt whether...`.

