برای یافتن آب یا مواد معدنی زیرِ زمین، از ترکه یا وسیلهای مشابه استفاده کردن که گمان میرود به منابع پنهان واکنش نشان میدهد
مثالهای طبیعی
The farmer used to dowse for water on dry land.
آن کشاورز قبلاً در زمینهای خشک با ترکه دنبال آب میگشت.
She dowses with two thin metal rods.
او با دو میلهٔ فلزیِ باریک به آبیابی میپردازد.
They tried to dowse near the proposed well site.
آنها تلاش کردند نزدیک محل پیشنهادیِ حفر چاه با ترکه آب پیدا کنند.
نکتهٔ کاربردی
قابلاعتماد بودنِ آبیابی با ترکه از نظر علمی ثابت نشده است. برای ریختن مایع روی چیزی، املای رایج فعل انگلیسی douse است.
