معنی ۱neutral · 90%
برای مدت کوتاهی به خواب سبک رفتن، اغلب ناخواسته
مثالهای طبیعی
He dozed on the train after work.
او بعد از کار در قطار چرت زد.
She dozed off halfway through the film.
او در میانهٔ فیلم چرتش برد.
The cat was dozing beside the fireplace.
گربه کنار شومینه چرت میزد.
نکتهٔ کاربردی
doze off لحظهٔ به خواب سبک رفتن را میرساند، معمولاً ناخواسته. doze ناگذر است: doze on the sofa، نه doze the sofa.
ترکیبهای رایج
— ناخواسته به خواب سبکی رفتن
