نویسندهٔ آثاری نمایشی که برای اجرا روی صحنه نوشته میشوند.
مثالهای طبیعی
The dramatist based her new play on family memories.
نمایشنامهنویس، نمایش تازهاش را بر پایهٔ خاطرات خانوادگی خود نوشت.
As a dramatist, he explored questions of personal identity.
او بهعنوان نمایشنامهنویس به پرسشهایی دربارهٔ هویت فردی پرداخت.
Several dramatists discussed how they develop dialogue.
چند نمایشنامهنویس دربارهٔ شیوهٔ شکلدادن به گفتوگوهای نمایشی بحث کردند.
نکتهٔ کاربردی
dramatist و playwright همپوشانی معنایی دارند؛ بازیگر نقشها را اجرا میکند، اما لزوماً نمایشنامه را نمینویسد.
