معنی ۱neutral · 85%
کسی که پارچه، پرده و دیگر منسوجات را میفروشد.
مثالهای طبیعی
The draper stocks cotton for curtains and dresses.
این پارچهفروش برای دوخت پرده و لباس، پارچهٔ نخی موجود دارد.
Her grandfather worked as a draper for thirty years.
پدربزرگ او سی سال پارچهفروشی میکرد.
The theatre bought velvet from a local draper.
گروه تئاتر پارچهٔ مخمل را از یک پارچهفروش محلی خرید.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی روزمرهٔ امروز، fabric shop یا fabric retailer رایجتر از draper است؛ این واژه بهویژه بریتانیایی است.
