معنی ۱neutral · 85%
شیوهای از صحبتکردن که در آن گفتار آهسته است و صدای مصوتها بهطور محسوسی کشیده میشود.
مثالهای طبیعی
Her relaxed drawl made the interview sound informal.
لحن آرام و کشیدهٔ او باعث شد مصاحبه خودمانی به نظر برسد.
The actor adopted a drawl for the character.
بازیگر برای آن شخصیت، شیوهٔ گفتاری کشیدهای را در پیش گرفت.
I recognized his southern drawl immediately.
لهجهٔ جنوبیِ کشیدهٔ او را بلافاصله شناختم.
نکتهٔ کاربردی
drawl به شیوهٔ تلفظ واژهها مربوط است و لزوماً به معنای کند فکرکردن فرد نیست.
