معنی ۱neutral · 85%
بسیار بد، ناخوشایند یا ناراحتکننده.
مثالهای طبیعی
We had a dreadful meal last night.
دیشب غذای افتضاحی خوردیم.
The results were dreadful this year.
نتایج امسال افتضاح بود.
What dreadful traffic we had this morning!
صبح امروز چه ترافیک وحشتناکی داشتیم!
نکتهٔ کاربردی
dreadful بار منفی شدیدی دارد و اغلب از bad احساسیتر و تأکیدیتر است.
ترکیبهای رایج
— هوای بسیار نامطبوع
