معنی ۱neutral · 85%
دستگاه یا وسیلهای که گلولای، شن یا مواد دیگر را از کف آب برمیدارد.
مثالهای طبیعی
The dredge removed mud from the harbor channel.
دستگاه لایروب گلولای را از کانال بندر خارج کرد.
Contractors installed a dredge beside the riverbank.
پیمانکاران دستگاه لایروبی را کنار ساحل رودخانه نصب کردند.
Officials suspended two dredges during the fish migration.
مسئولان در زمان مهاجرت ماهیها کار دو دستگاه لایروب را متوقف کردند.
نکتهٔ کاربردی
Dredge میتواند اسمِ دستگاه باشد یا فعلِ برداشتن رسوبات.
