مقدار کمی مایع که آهسته و در جریانی باریک حرکت میکند.
مثالهای طبیعی
A dribble of water escaped beneath the sink.
جریان باریکی از آب از زیر سینک بیرون زد.
She added a dribble of oil to the salad.
او کمی روغن روی سالاد ریخت.
Small dribbles appeared along the loose pipe.
چکههای کوچکی در امتداد لولهٔ شلشده دیده شد.
نکتهٔ کاربردی
dribble معمولاً به جریان آهسته یا مقدار بسیار کمی از مایع اشاره دارد.
