آهسته و بدون جهت مشخص حرکت کردن، بهویژه بر اثر باد یا آب
مثالهای طبیعی
The boat drifted toward the rocks overnight.
قایق در طول شب بهآرامی به سمت صخرهها رانده شد.
Smoke drifted across the valley after sunset.
پس از غروب، دود در سراسر دره پخش و رانده شد.
We watched leaves drifting downstream.
برگها را تماشا میکردیم که در مسیر رودخانه بهآرامی پایین میرفتند.
نکتهٔ کاربردی
`Drift` حرکت آهسته با کنترل کم را میرساند، نه سفر عمدی به سوی مقصدی مشخص.
