معنی ۱neutral · 95%
سفری با خودرو یا وسیلهٔ نقلیهٔ جادهای دیگر
مثالهای طبیعی
Let's go for a drive after lunch.
بعد از ناهار برویم کمی با ماشین دور بزنیم.
The drive to the coast took two hours.
رانندگی تا ساحل دو ساعت طول کشید.
We enjoyed several long drives through the mountains.
ما از چند رانندگی طولانی در میان کوهها لذت بردیم.
نکتهٔ کاربردی
a drive یک سفر مشخص با خودرو است؛ driving فعالیت کلی رانندگی یا هدایت وسیلهٔ نقلیه را بیان میکند.

