معنی ۱neutral · 90%
شخصی که خودرو، اتوبوس، کامیون یا وسیلهٔ نقلیهٔ دیگری را میراند.
مثالهای طبیعی
My father is a bus driver.
پدر من رانندهٔ اتوبوس است.
The driver stopped the car near the school.
راننده خودرو را نزدیک مدرسه متوقف کرد.
Drivers must watch the road carefully.
رانندهها باید با دقت به جاده توجه کنند.
نکتهٔ کاربردی
driver معمولاً به شخصی گفته میشود که کنترل یک وسیلهٔ نقلیه را بر عهده دارد.
ترکیبهای رایج
— شخصی که اتوبوس میراند

