مقدار بسیار کمی از مایع که شکل گردی دارد
مثالهای طبیعی
A few drops of rain hit the window.
چند قطره باران به پنجره خورد.
Add one drop of oil to the mixture.
یک قطره روغن به مخلوط اضافه کن.
There was a drop of blood on his shirt.
یک قطره خون روی پیراهن او بود.
نکتهٔ کاربردی
پیش از نام مایع از `drop of` استفاده میشود.

