معنی ۱neutral · 86%
وسیلهای کوچک که مایع را میمکد و سپس به شکل قطرههای جداگانه خارج میکند.
مثالهای طبیعی
Use the dropper to put medicine in each eye.
با قطرهچکان در هر چشم دارو بریزید.
Each student received a clean dropper for the experiment.
به هر دانشآموز برای آزمایش یک قطرهچکان تمیز دادند.
These droppers are easier to control than the old bottles.
کنترل این قطرهچکانها از بطریهای قدیمی آسانتر است.
نکتهٔ کاربردی
dropper مایع را قطرهقطره خارج میکند؛ syringe برای اندازهگیری یا راندن مایع از نوک باریک یا سوزن به کار میرود.
