مادهٔ زائدی که هنگامِ ذوب یا تصفیهٔ فلز از بخشِ قابلاستفاده جدا میشود.
مثالهای طبیعی
Workers skimmed dross from the surface of molten aluminium.
کارگران سرباره را از سطحِ آلومینیومِ مذاب جمع کردند.
The foundry stored dross in sealed containers.
کارخانهٔ ریختهگری سرباره را در ظرفهای دربسته نگهداری میکرد.
Dross formed as the alloy heated.
با گرمشدنِ آلیاژ، سرباره تشکیل شد.
نکتهٔ کاربردی
Dross پسماندِ ناخواسته است، نه فلزِ باارزشی که پس از تصفیه باقی میماند.
