حریفی را با اختلاف بسیار زیاد و قاطعانه شکست دادن
مثالهای طبیعی
The visitors drubbed the champions by four goals.
تیم مهمان، قهرمانان را با اختلاف چهار گل بهشدت شکست داد.
Commentators expected the ruling party to be drubbed.
مفسران انتظار داشتند حزب حاکم شکست سنگینی بخورد.
Our team was drubbed again last night.
تیم ما دیشب هم شکست سنگینی خورد.
نکتهٔ کاربردی
این معنا در گزارشهای ورزشی و انتخاباتی رایج است، بهویژه در ساخت مجهول با was یا were.
