معنی ۱neutral · 90%
پوست یا غشای محکم و کشیدهشده روی طبل که با ضربه به ارتعاش درمیآید
مثالهای طبیعی
The drummer tightened the drumhead before rehearsal.
نوازنده پیش از تمرین، پوست طبل را سفت کرد.
Humidity can change a drumhead’s tension.
رطوبت میتواند میزان کشش پوست طبل را تغییر دهد.
A torn drumhead ended the solo abruptly.
پاره شدن پوست طبل ناگهان به تکنوازی پایان داد.
نکتهٔ کاربردی
head در این واژه به سطحِ مرتعش و قابلضربهٔ طبل اشاره دارد، نه سرِ نوازنده.
