معنی ۱neutral · 86%
وضعیتی که در آن آب یا رطوبت بسیار کمی وجود دارد.
مثالهای طبیعی
Cold weather can increase skin dryness.
هوای سرد میتواند خشکی پوست را بیشتر کند.
The dryness of the air made my throat uncomfortable.
خشکی هوا گلویم را ناراحت کرده بود.
Soil dryness affected the young plants during the heatwave.
خشکی خاک در موج گرما بر گیاهان جوان تأثیر گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
dry صفتِ پوست یا هوا یا خاک است، اما dryness نام حالت خشکی است.
