معنی ۱neutral · 90%
به کسی یا چیزی نام، عنوان یا برچسب توصیفی مشخصی دادن
مثالهای طبیعی
Critics dubbed the plan an expensive distraction.
منتقدان این طرح را «حواسپرتیِ پرهزینه» لقب دادند.
The press has dubbed her the team's secret weapon.
رسانهها او را «سلاح مخفی تیم» لقب دادهاند.
Locals dubbed the bridge the Silver Gate.
مردم محلی پل را «دروازهٔ نقرهای» نامیدند.
نکتهٔ کاربردی
`Dub` اغلب نشان میدهد که این نام یا برچسب غیررسمی، بهیادماندنی یا از سوی دیگران ساخته شده است، نه اینکه رسماً تعیین شده باشد.
